غنچه وباغ

غنچه خندید ولی باغ به این خنده گریست

غنچه آنروز ندانست که آن گریه ز چیست؟

باغ پر گل شد وهر غنچه به گل شد تبدیل

گریه باغ فزونتر شد وچون ابر گریست..

باغبان آمد وگلها راچید..

رسم تقدیر چنین است وچنان خواهد بود!

می رود عمرولی خنده به لب باید زیست.


/ 4 نظر / 3 بازدید
مجید

سلااااام خوبی مطلب بسیار جالبی نوشتید کم پیدا شدید ؟

نفرت از عشق

خنده به لب باید زیست.... قشنگ بود..... اپم یه سری بزن...

بهنام منصوری

میرود عمر.ولی خنده به لب باید زیست.پس چرا خنده به لبهای کسی نیست که نیست؟[لبخند]