روح وجانم مدتی است که آتش عشق تو تمام وجودم را در بر گرفته وتابه حال جرات نمیکردم سریعا احساسات قلبی خودم را با در میان بگذارم ولی حالا اعتراف میکنم که بیش از این تحمل ندارمکه در شعله های عشق تو خاکستر شوم با قلبی مملو ازمهر ومحبت وچشمانی گریان بوسیله قلمی سوزان اقرار میکنم که با تمام وجودم تورا می پرستم وهمیشه در این اندیشه ام که اگر مرا از عشق خود نا امید کنی چگونه تحمل کنم دوستت دارم برای همیشه.........

 

 

 

 

 

      به نور چشمانت که تجسم تمام زیبایی های دنیا در نظر من است سوگند میخورم که عاشقانه

                          دوستت دارم

 

                                 ××××××××

 

در کدامین آینه میتوان تورا جستجو کرد

در کدامین چشمه زلال تورا میتوان دید

در کدامین راه نرفته تورا میتوان پیمود

سهم من از تو چیست؟

گلدان خالی کنار پنجره

دانه برفی که هرگز به زمین نمیرسد

آفتابی که هرگز نمیتوان گرمایش را احساس کرد

یا راهی که به نا کجا ختم میشود

سهم من دمیدن به سوی تو  وهرگز نرسیدن به توست



تاريخ : چهارشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩۱ | ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : مریم | نظرات ()