باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه

خانه ام کو؟

خانه ات کو؟

آن دل دیوانه ات کو؟

روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟

یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟

پس چه شد دیگر کجا رفت خاطرات خوب وشیرین؟

کودک خوشحال دیروز غرق در غم های امروز

یاد باران رفته از یاد آرزوها رفته بر باد

باز باران باز باران می خورد بر بام خانه بی ترانه

بی بهانه شایدم گم کرده خانه.......




تاريخ : یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٢ | ٦:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم | نظرات ()